« سرشک » از آبادترین و سرسبز ترین مناطق نطنز محسوب میشود و امروزه برخی از اهالی که به تهران مهاجرت کرده بودند و اینک به دوران بازنشستگی رسیده اند به زادگاهشان بازگشته و در این ناحیه ساکن گردیده اند و دیگران هم که هنوز گرفتار زندگی در شهر هستند در هر فرصت بدست آمده ولو اندک دیداری صمیمانه از دیارشان میکنند .
عبور آزاد راه کاشان - نطنز- اصفهان از قسمت شرقی سرشک ، عبور جادۀ شوسۀ کاشان از غرب و جنوب سرشک که در ادامه به سمت اصفهان و شیراز از یکسو و هم جادۀ یزد تا کرمان و بندر عباس میرود ، وجود ابنیه های تاریخی متعدد ، وجود هتل سرابان در جهت رفاه گردشگـران ، بازسازی « آسیاب تخت » در شمالغربی سرشک ، احداث دانشگاه در جنوب غربی سرشک ، راه اندازی نیروگاه بزرگ هسته ای در چهل کیلومتری مرکز نطنز به سمت کاشان که منجر به شهرت جهانی نطنز گردیده ، احداث پایانۀ مسافـربری " ادیب " در کوی امیـریۀ سـِرشک ، آسفالته شدن جاده از ایستگاه راه آهـن نَسـران ( نُسرون به گویش محلی ) به سرشک و مهم تر از همه وجود باغات و قنوات و مزارع سرسبز و آرامش حاکم بر این محیط مزید بر علت گشته و غیر بومیان و گردشگرانی از داخل و خارج از کشور را نیز به این ناحیه کشانده است .
در تقسیمات جدید کشوری و بر اثر توسعۀ شهرها ، سرشک را ضمیمۀ بخش مرکزی نطنز(قصبه) نموده و اکنون به این منطقه " کوی سرشک " میگویند . بنظر میرسد اطلاق کوی به منطقه ای به این وسعت غیر منصفانه و غیر کارشناسی است .
حدود سرشک : از سمت شمال ، شمال غرب و تا شمال غرب به روستاهای ویشته،مزید آباد افوشته ، رهَن و سرابان منتهی میگردد و در مجموع رودخانۀ امامزاده یحیی(ع) از حد شمالی و شمالغربی سرشک هم میگذرد .
حـد غـربی سرشک به دامـنه هـای رشته کـوه کـَرکس میرسـد . انـتهای شـرقی مزارع دهکدۀ طامه ( روستائی که میوه گلابی آن مشهور شده است به تحفۀ نطنز) بخش میانی غربی سرشک را تشکیل میدهد و جاده آسفالته ای از کوی امیریۀ سرشک تا طامه کشیده شده است که تنها راه دسترسی جاده ای اهالی طامه به سایر نقاط است . برخی از سر شاخه های قنوات سرشک در این ناحیه حفر شده اند . منبع اصلی تأمین آب قنوات سرشک از رشته کوه کرکس است . جاده قدیم کاشان- نطنز- اصفهان از داخل حد غربی سرشک عبور میکند .
حد جنوبی سرشک به گدار ابیازن میرسد و جاده شوسه ای که ایستگاه راه آهن نسران را به جاده قدیم کاشان - نظنز- اصفهان متصل میکند از قسمت داخل جنوبی سرشک میگذرد . بچه های سرشک برای تفریح غالباً به بالای کوه " میر قوه " که در این ناحیه واقع شده است میروند و معمولاً پس از رسیدن به بالای کوه به عنوان علامت و نشانه صعود آتشی روشن میکنند که اهالی سرشک میتوانند این آتش را ببینند و اطمینان یابند که فرزندانشان به سلامت به بالای کوه رسیده اند . خدا نگهدارشان باشد .
حد شرقی سرشک به دهکده های نَسران و اسپیدان( نُسرون ، اِسپیدون) میرسد . کوه های چَرخه ، سُرخه ، چُغاد و بخشی از رشته کوه دارهَن در این ناحیه واقع شده است . بخشی از آزاد راه کاشان- نطنز- اصفهان از دامنۀ غربی دارهن عبور میکند که بر اثر فعالیت های مستمر اینجانب و حمایت خالصانۀ جناب آقای مهندس محمد جعفر بهرامی معاونت محترم وزارت راه(رحمت الله علیه) یک مسیر خروجی برای دسترسی اهالی بخش مرکزی نطنز و سایر مسافرین در این محل احداث گردید تا بتوان از این طریق به سهولت به ایستگاه راه آهن نسـران رفت و آمد کرده و از مسیر جادۀ سرشک - نسران( که اخیراً آسفالت شده ) به جاده قدیم کاشان - نطنز و از آنجا به سه راهی اصفهان - اردستان - یزد رسید .
مستحضرید که حد و حدود ناحیه سرشک به صورت چهارضلعی منظم نیست و فقط طرحی کلی را ترسیم کرده ام و نقشه و وسعت و مساحی دقیق از این منطقه را باید از کارشناسان آگاه و دلسوز درخواست نمود .
مؤلف گرانمایه ، آقای حاج سیّد حسین اعظم واقفی در جلد اول کتاب ارزشمند میراث فرهنگی نطنز صفحات 667 الی 706 را به سرشک اختصاص داده اند و در صفحۀ 667 آورده اند که :
در نسخه خطی مجموعه ناصری صفحه 738 از سرشک چنین یاد شده است :
« سرشک که متصل است به رودخانه و رودخانه ای میانه سرشک و افوشته است ده معتبری است تخمیناً 500 در خانه میشود . آب آن از قنات است . چهار رشته قنات معتبر دارد و املاک و باغات مرغوب . یک ماه که از عید نوروز میگذرد سی شب آب طامه که در فوق سرشک است مال سرشکی است ، که تا دو ماه از نوروز گذشته سی شب آب را باید بیاورند موافق قرارداد و معمول قدیم است .
میوه های سردرختی زیاد دارد ، محصول شتوی گندم ، جو و تریاک است . صیفی جوزق و ماش و ارزن و جو حامض و مزرعه در فوق ده است که املاک آن متصل است به سرشک مشهور است به حاجی آباد . آب و هوای این ده بهتر است از قصبه نطنز خیلی آب و هوای خوبی دارد » .
و در صفحه 668 آورده اند :
در فرهنگ جغرافیائی ایران صفحه 152 سرشک این گونه توصیف شده است :
« در چهار کیلومتری جنوب خاوری نطنز یک کیلومتری خاور شوسه نطنز به اردستان ، کوهستانی سردسیر معتدل سکنه 1150 نفر- مذهب شیعه - زبان فارسی و تاتی .
آب از دوازده رشته قنات - محصول غلات انواع میوه جات ،خربزه ، هندوانه ، شغل زراعت - تخت کشی و عده ای برای تأمین معاش به تهران رفته و بر می گردند و صنایع دستی زنان قالی بافی و گیوه چینی است .
بنای معصوم زاده ای به نام سید محمد از آثار قدیم دارد . دو مزرعه جز این ده می باشد .
حالیه اکثر جمعیت سرشک به تهران مهاجرت نموده اند و شاید مجموع جمعیت آن از 400 نفر تجاوز ننماید » .
نقل قولهای فوق را از آثار و اقوال دیگران آورده ایم و در ادامه دیدگاه خویش را مطرح میکنم :
قنات های جاریه در سرشک هم اینک که در اواخر سال 1387 هجری شمسی میباشیم عبارتند از:
کوردُون ، ویون ، مِزره ، بیدِ خود ، بهاءالدّین ، همت آباد ( نام ها به گویش محلی آمده است ) .
احداث بناهای مسکونی بر روی مسیر این قنوات متأسفانه باعث گردیده که آب ها آلوده وغیر بهداشتی وغیر قابل شرب گردند . تقصیر را به گردن توسعه میاندازند و نه سوء مدیریت .
آب بندی که نیاکان ما در امیریه سرشک ساخته بودند ( مشهور به استخر طامه ) و باعث میگردید تا با نفوذ تدریجی آب به لایه های تحتانی زمین و تجمع آب در حفره های زیر زمینی و خروج تدریجی آن ، قنوات سرشک سرشار از آب دهی گردند ، سالهای سال است که دیگر " آب گیری " نمیشود .
هیچ حکومتی تا این تاریخ در این منطقه اقدام به سدسازی نکرده است و آبهای جاریه از سمت شرقی رشته کوه کرکس در هیچ نقطه از این ناحیه مهار نمیشود و آبها بسیار هدر رفته و به کویر فرو میرود و هی میگویند : کم آبی ، کم آبی . در جوابشان باید گفت : امان از بی تدبیری .
در برخی از مواقع سیلابهای مهیب باعث انهدام مزارع این ناحیه میگردد .
مزارع هَوه و لیچوئه درحد جنوبی دارای چشمه آب اندک ولی مستقل و مجزا از یکدیگر میباشند .
آب تصفیه شده دولتی بصورت لوله کشی شده در تمام منازل جاری است ولی طعمش با آبهای قنات متفاوت است .
بر طبق یک قرارداد قدیمی فیمابین اهالی دو دهکده ، تمامی شبهای اردیبهشت ماه سرشکی ها آب را از دهکده طامه به مزارع خود می آورند .
سرشکی ها از آب سرابان نیز سهمی دارند و سایر قنوات جاریه ماضیه اینک خشک شده است.
بنده علاقمند بودم که در خصوص استفاده اهالی از آب جبل کرکس و چشمه های جاریه دهکده طامه در شبهای اردیبهشت ماه و حقابه ای که در تمامی قباله های املاک سرشکی ها قید شده است تاریخچه ای را بصورت مستند و مکتوب مرقوم دارم و در این خصوص از اشخاصی که در این مورد اطلاعی دارند درخواست میکنم نسبت به این امر بنده را یاری نمایند .
سرشکی ها سهم عمده ای از آب چشمه سرابان داشتند و آثار جویهای قدیمی هنوز هم در قسمتی از اراضی گلاب و مزرعه موسوم به حاجی آباد دیده میشود . برایم بدرستی معلوم نشد که در گذشته چه شرایطی بر اهالی حاکم گردیده و یا تحمیل شده بود که بسیاری از اسناد مالکیت حقابه های اهالی سرشک از آب چشمه سرابان مورد بیع شرط قرار گرفت . قباله انتقال مالکیت این حقابه به قلم شیخ جمال سرشکی تنظیم شد و ایشان فتوا مرقوم داشته که : عزم البیع و سقط الخیار .
پس از آن بود که مسیر آب تغییر یافت و اهالی سرشک مجبور به جلای وطن گردیدند . برای اجتناب از برخی سوء تفاهمات و در جهت حفظ وحدت به همین مقدار بسنده میکنم .
اینک سرشک دارای دو مسجد فعال میباشد : مسجد جامع و مسجد نو بنیاد حضرت علی(ع) . مسجد جامع سرشک دارای تاریخی بسیار کهن میباشد که باستان شناسان باید در مورد آن اطلاع رسانی کنند و همگان باید در حفظ این میراث فرهنگی اشتراک مساعی نمایند .
نمازخانه هائی نیز در جوار اغلب استخرهای قنوات وجود دارد تا کشاورزان بتوانند در مواقع انتظار برای پر شدن استخر و رسیدن نوبت آب ، فرائض را در وقت مقرر شرعی بجای آورند .
فعلاً یک حسینیه در جوار مسجد جامع فعال است که اخیراً تجدید بنا گردیده و مراسم تعزیه خوانی هم در آن انجام میشود . درخت چنار کهنسالی نیز در حد فاصل مسجد جامع و حسینیه قرار گرفته که بازدید کنندگان زیادی دارد و نظر به قدمت آن میبایستی بیشتر از آن حفاظت و مراقبت شود .
سرشک هم در جریان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شهدای گرانقدری را تقدیم کرده است و امیدواریم که خداوند متعال ایشان را با شهدای کربلا محشور گرداند . تصاویر برخی از این شهدا ضمیمه این نوشتار گردیده است .
دبستان سرشک تعطیل است . دبیرستان هم که از اوّل نداشت .
روحانیون اهل سرشک همگی در شهرهای دیگر ساکنند . مسجد جامع امام جماعت ندارد و امام جماعت مسجد حضرت علی(ع) بومی نیست .
یکی از زیستگاه های منحصر بفرد و آبشخور وحوش که در دو سوی کوه دارهن بود پس از احداث آزاد راه کاشان – نطنز – اصفهان از بین رفت . نه یوز پلنگی باقی ماند و نه پلنگی . گهگاه زوزۀ شغالها در دِه بگوش میرسد .
سرشکی ها در آنسوی دارهن دل کوه را شکافته و غارهائی ایجاد کرده بودند و از آنها بعنوان جایگاهی مطمئن برای نگهداری از گله های گوسفندان استفاده میکردند . چندین سال است که سرشک حتی یک چوپان هم ندارد . چند نفری هم که در منازلشان میش و بُز یا مرغ و خروس دارند معتقدند که کارشان صرفۀ اقتصادی ندارد .
سالهاست که درهیچ کجای سرشک کشت دیم انجام نمیشود . کشاورزی به سبک نوین هرگز در این ناحیه پای نگرفت و رعیت های اصیل هم به دیار باقی شتافتند . خدایشان بیامرزد .
آسیاب های قدیمی(طاهونه) قریب به اتفاق تخریب شده اند و مردم نان آماده را از نانوائی جدید الحداث در محل خریداری میکنند . کاروانسرا ، عصار خانه ، دهلیزها و دالان ها همگی ویران شده اند و در قلعۀ سرشک بنی بشری زندگی نمیکند . قلعه هم منهدم شده است ، تو گوئی که این ناحیه هرگز استحکامات دفاعی نداشته است .
حمام های قدیمی تخریب شدند و یک حمام جدید در محل احداث شده است .
کارخانه های قالی ماشینی و مغازه های موکت فروشی در نظنز دائر شده است و در عوض قالیبافان آواره شدند و صنعت قالی بافی به اضمحلال کشانده شده است .
بچه های نظنز کفشهای چینی میپوشند و صنعت گیوه چینان به حافظه تاریخ سپرده شده است .
در این ناحیه خشخاش کشت نمیشود اما با کمال تأسف و تأ ثر میگویم که تریاک وارداتی گریبان بسیاری را گرفته و خانواده های متعددی را به ورطۀ نابودی کشانیده است .
مطالعه در آثار مکتوب متأخرین و متقدمین و با توجه به این نکته که هیچیک از آنان اهل سرشک نبوده اند و بیشتر از اقوال شفاهی و گاهاً غیر موثق در آثارشان بهره برده اند تا تحقیق و تفحص کارشناسانه ، مرا بر آن داشت تا این مقدار و در این زمینه قلمفرسائی کرده و از دیگر عزیزان آگاه درخواست میکنم که اطلاعات خود را بر این مختصر بیافزایند تا انشاالله در چاپهای بعدی آنها را منعکس نمایم . باشد که یادگار خیری باقی بماند و این نقیصۀ تاریخی را تا حد امکان برطرف نمائیم
حُبُ الوَطـَن ِ مِنَ الایمان
برگرفته از نوشتار " روزگار یک ادیب "
نوشته شده توسط مسعود ادیب در چهارشنبه 29 مهر1388 ساعت 0:33 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
حرم تو یا محمد(ص) چو بهشت دلنشین است اگرش بهشت خواندم نظرم به بهترین است
نظـر خـداي منــّان بـه تـو بــود و ديـــن و قــرآن كه جهــان آفرينش بــر خـــاتـمت نگين است
تــو عـزيز كبـريايي تـو حـبـيـب حـــق نـــمــايـي كـه حقيقت قيــامـت ز لب تـو دلنشين است
بـــــه حــــريـــم مسـجــد تــو نپرد بجـز ملائـك كهنگاه عشق بازت بـه اشاره در كمين است
بـه نــواي صــوت قــرآن كه عـنـان ربــوده از دل ببرد قرار و طاقت ز دلم كه حق هميـن است
همــه بنـدگـان عــاصــي بـه امـيد عفـو رحمـان بـه زيـارت تو آيـند و يقين که دین چنين است
من دست و پاي بستـه دلــم از الــم شكستـــه به كجـا روم از اين در كه در نبسته اين است
ره مــن دراز بـاشــــد در دوســت بـــاز بــاشـــد به رهم نظارهاي كن كه دلم بسيغمين است
بــه اميـــد تــو به رفتــم بــه ميـان مهـر و منبـر همه جلوهبود و نوري كهبهشترا قرين است
در جـبــرئـيـل بــــاز است و نــدا رسـد بـه زائـر به دو صـد زبان بگويد كه در خدا همين است
بــه حــرم نــظاره كـردم دل خستـه چـاره كردم بر بوستان خاتم گل عشق چه دلنشين است
تـو قـــوام گـــر نگفتي سخـني به شأن خوبـان زخدا مدد طلب كن كه برین یقین دراین است
بــه خـلـــوص آستـانـت دهــمت قسـم كـه يارا بطلب مرا به كويت كهدلم بسي حزين است
چه كند كسی كه اينجا شده عـالمش فراموش تـو بگيــر دست مـا را كه نيـاز ما همين است
پی نوشت: برگرفته از کتاب " برگ سبز " صفحه 31
نوشته شده توسط مسعود ادیب در سه شنبه 14 مهر1388 ساعت 2:45 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
اي بقيع من آمدم تا خاك تو سُرمه كنم بر چشم خود
آمــدم تــا عــرصـه ها را ســدّ کنــم بـر خصــم تــو
اي بقيع من آمدم تا روح من صیقل شود از سـوی تو
آمــــــدم جــانــی بگیـــرم تـــازه مــن از خــوی تـو
آمــدم از راه دور اینجــا همـــی بـــا صـــد شعـف
شكــــــوههــا دارد دلـم از غــاصبــان كــــوي تـو
اي بقيــــــــع داري امـــــانت هــا و زينــت ها به بـر
نــالههـا را نيمـه شب سر میدهم مـن ســوی تـو
نـــــور چـشـــم مصطــــفي و زاده پـــاك علـي (ع)
با دلـي پـرخون حسـن(ع) خـوابيـده در دامــان تو
آنكـــه مظلـومي نــديـــده همچـــــو او چــرخ و فلك
سيــّـد سجــاد(ع) امـام چـهــارمين مـهمــان تــو
اي مـحمــد(ع) صــاحـب علـم يقيـن سبـط نبي(ص)
اي ابـــاصــالـح - ابـا جعفــر(ع)، شَــوَم قـربان تــو
چشـم من خـون شـد چــو شـد بــر تـربـت ام البنيـن
قـبــــر او عـــريـان چــرا چــون پيـكـر يــاران تــو
در چـرا بستنـد و دل شـد غـرق خـون زايـن ماجـرا
نـــــور حــــق جــاويـد مـانـَـد تــا ابـد هــم نـام تــو
سـر فـــرود آرَد بـنـــالــد بــــر دَرَت اینـــک قــــوام
مـهـدي صـاحب زمـان (ع) مـرهــم نــهـد آلام تــو
صــد ستــاره ميــدرخشــــد در تـــو اي نـــورالقـراء
ای كه خــورشيـد زمـــین بگرفتـه نــور از بـام تـو
هــر كـجــا كــــردم نـظــر ديــــدم گلـي دارد مـکان
بـــاغ گـل گـیـرد طــراوت از تــو و از کام تـــو
اي بـقيـــع، كـو فــاطمـه آن گـــوهـر عــزّ و شــرف
در كجــا خفتــــه بـگــو گــردد جـهــان قــربان تــو
پی نوشت: برگرفته از کتاب " برگ سبز " صفحه ۲۹
نوشته شده توسط مسعود ادیب در دوشنبه 13 مهر1388 ساعت 5:37 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
تصویر برخی از شهدای کوی سرشک - نطنز که در راه اعتلای انقلاب اسلامی گام برداشتند .
اسامی شهدا عبارتند از : سید حسن علوی سرشکی . حمید رضا حاجی عسکری . اسماعیل خسرو سرشکی . حمید رضا تقی زاده انصاری . محمد مظاهری . ابوالفضل خسروی سرشکی . فضل الله ادیب سرشکی . رحمت الله جوانمرد . محمد عبداللهی سرشکی .
پی نوشت : نسخه ای از این تصویر در ابتدای کتاب " روزگار یک ادیب " قرار دارد .
نوشته شده توسط مسعود ادیب در یکشنبه 12 مهر1388 ساعت 10:35 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
این افتخار و توفیق نصیب این حقیر شده است که خرجی غذای ظهر روز هشتم ماه محرم عزاداران امام حسین ( ع ) حاضر در مسجد جدید التأسیس حضرت علی علیه السلام واقع در کوی سرشک نظنز را تدارک و تقدیم دارم و همچنین در تهیۀ بخشی از ناهار روز نهم محرم ( تاسوعا ) در روستای توسکاتوک نوشهر ( از توابع استان مازندران ) سهیم گردم .
چند سال پیش نگهبان منزل شمال زنگ زد و گفت: اجازه دهید روز 28 ماه صفر به نذر امام حسن مجتبی ( ع ) سفره بیاندازیم. موافقت کردم لیکن ایشان پس از ماه صفر مجدداً تماس گرفته و گفت: چون سفرۀ روز بیشت و هشتم بانی دیگری داشت امر شما را در روز شهادت امام رضا ( ع ) اجرا کردیم. از ایشان برای قبول این زحمت تشکر کردم .
روز بعد خبر دار شدم که فرزندم ( مینو خانم ) هشت بلیط سفر به مشهد مقدس را تهیه کرده و با آنکه کسالت سختی داشتم به این دعوت لبیک گفته و عازم زیارت شدم.
در هتلی ساکن شدیم . شخصی در زد و پرسید: چند نفرید ؟
گفتم: 8 نفر .
گفت: فردا ظهر شما 8 نفر میهمان حضرت در سفره خانه هستید .
سالها آرزوی من بر این بود که از غذای حضرتی جهت تبرک بهره مند شوم و میسر نمی شد . به یقین بر من واضح گردید که در ازاء نهار روز شهادت حضرت امام رضا ( ع ) بطوریکه مذکور شد، حضرت بر ما منت نهاده، هم به زیارت دعوت شدیم و هم از خوان پر برکت سفرۀ آن حضرت استفاده کردیم. الحمد لله رب العالمین
پی نوشت: برگرفته از " روزگار یک ادیب "
نوشته شده توسط مسعود ادیب در پنجشنبه 9 مهر1388 ساعت 1:37 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
خــداونـد جهان و مــلک هستی هم او خـواهان خیر و حق پرستی
خبر داده که در ایــن دار هستی هر آنچه بوده ای یا هر که هستی
نظـر کــن با حقیقت مـلک دل را اگـر هشیــار یا از بــاده مستی
به قـــدرت آفــریدم مـن ز خاکت مشیت بــوده خلق ات در اَلستی
ز روح خــود دمیــدم بــر دل خاک شــد آدم خلقت از انــوار هستی
سپس آمد ندا که ای بنـده مـن تــوئی بـرتـر ز مـوجـودات هستی
تـــو را بـهــر عبـــادت آفـــریدم مبارک بر تو ز این طرفی که بستی
خدا فرمان به سجده داده جمله مــلائک را قبــول الا کـه پستی
ابـــا کـــرد او ز فــرمـان الـــهی که: مـن از آتشـم او خاک پستی
چو از فـرمان حق شیطان ابا کرد نـدا آمـد هم اینـک رانـده هستی
بشد مردود و گفت آن بی مروت بــِدِه مــزد عبـــاداتــم ز دستی
که من عمری به فرمان تو بـودم کنــون رانــدی مـرا از بـام هستی
خــدا فـرمــود ای مـــردود مطلق طلب کن حاجت خود را که پستی
بگفتـــا عمــر بـاقی تا قیــامت بگفتش روز معلوم است و مستی
بگفتـــا ای خـــداونـــد یگانـــه کـه از تــو بــوده کل مـلک هستی
تمـــام بنــدگان گمــراه ســـازم جهنــم پــر کنم بــا بـت پرستی
جــواب آمــد به جـز آن بنــدگانی کـه مــومن مـانده بر دادار هستی
الهــی خـــواهم از درگاه پاکت ز غفلت دور و هـم از خود پرستی
مــرا از شـر اهـریمن رهــا کن ز غفلت دور و هـم از نفس پستی
به آن راهـم نمـا در حق پـرستی که در محشرم بگویندم که رستی
پی نوشت: برگرفته از کتاب " همسفر " صفحه ۱
نوشته شده توسط مسعود ادیب در چهارشنبه 8 مهر1388 ساعت 2:18 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

گنجینه قوام ( شعر - خاطرات - فعالیت های اجتماعی ... )
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY